عباس اقبال آشتيانى
561
تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )
گرد كردن اشياء ظريف سعى مىكردند و علنا تا حدّى مثل مانويه از صنايع مستظرفه تشويق مىنمودند و همين نكته نيز يكى از علل منفور بودن ايشان در پيش اهل زهد و ريا بود و اين جماعت اخير متصوفه را به همين مناسبات مشرك و بتپرست مىخواندند . كاشيهاى معرّق و ظروف منقوش سفالين كه از آثار عهد ايلخانان در رى و سلطانآباد و ورامين و خراسان بدست آمده نيز از جهت ظرافت و استادى در پختن گل و رنگآميزى و نقوشى كه در روى آنها ساخته شده از شاهكارهاى بسيار عالى است و اين ظروف با وجود شهرت كاسهء چينى در تمام ممالك شرق و غرب خريدار داشته حتى به اروپا و چين نيز برده مىشده و در فرنگستان سرمشق تقليد براى استادان آن سرزمين گرديده است . ساختن آلات رصدى و نجومى و اقسام ساعتها و اسباب معرفت اوقات نماز و تعيين ظهر نيز در جميع ممالك اسلامى معمول بوده و قبل از استيلاى مغول در دو مركز اسلامى عمدهء شرق يعنى الموت و بغداد اسماعيليه و خلفاى عباسى در جمعآورى اين گونه آلات و جلب استادان اين فنون سعى بسيار داشتند و خزاين بغداد و الموت از اين جهات در دنياى آن ايام كمال شهرت را داشت و پس از آنكه هولاگو بر الموت و بغداد دست يافت . قسمت عمدهء اين آلات نفيسه را تحت اختيار خواجه نصير الدّين قرار داد تا در رصد مراغه از آنها استفاده كند و خواجه خود نيز در سفرهائى كه ببغداد كرد مقدارى ديگر از آن آلات را براى انجام كار رصد جمع آورد و آشنايان به صناعت آلات رصدى و نجومى را به مراغه برد . يكى از شعب عمدهء صنايع مستظرفه كه مخصوصا مقارن استيلاى مغول در ممالك شرق اهميت فوقالعاده داشت حسن خط بود و مستنصر و مستعصم و وزراى ايشان در جلب خوشنويسان و به كار واداشتن ايشان در خزانةالكتبهاى دار الخلافه مبالغ بسيار خرج مىكردند و مشهورترين خطّاطان اين دوره دو نفرند يكى صفى الدّين عبد المؤمن ارموى ( متوفى 693 ) كه احوال او گذشت ديگر شاگرد او كه در فن خط بمراتب از استاد خود نيز معروفتر شده يعنى جمال الدين ياقوت مستعصمى ( متوفى سال 698 ) كه هردو سابقا از خطاطان مخصوص مستعصم آخرين خليفهء عباسى بوده و بعد از بر افتادن دولت عباسيان به خدمت خاندان جوينى پيوستهاند و ياقوت كه استاد خط نسخ